واکسن دو ماهگی
آریا کوچولوی مامان دو ماهگیت مبارک عزیز دلم
امروز من و تو و داداش اهورا رفتیم مرکز بهداشت و واکسن دوماهگیتو زدیم
بابایی سرکار بود برام سخت بود که تنها میبرمت و بابا نیست
ولی چاره ای نبود و باید واکسنت رو میزدیم
اول خواب بودی بعد اینکه قطره فلج اطفال رو بهت داد بیدار شدی بعدش یه آمپول به ران چپت زد
اون لحظه گریه کردی و بعد با بغض نگام کردی دلم آتیش گرفت با اون طرز نگاهت
الان رو پام هستی و با گوشی این مطلب رو میذارم
قبل رفتن بهت قطره استامینوفن دادم که اذیت نشی برگشتنی هم کمپرس سرد گذاشتم برات امیدوارم که اذیت نشی عروسک کوچولوی مامان
الهی قربون اهورای مهربونمم برم اونم اشک اومده بود تو چشاش موقع واکسنت برات ناراحت بود
راستی قدت شده 57 سانت یعنی 8 سانت اضافه شده
وزنت 6کیلو با لباس, البته خیلی لباس تنت نبود و 200 گرمشو بخاطر لباس کم کردن یعنی 5800(موقع تولد 3200 بودی)
دور سرتم 37 یعنی 3 سانت اضافه شده بود
پی نوشت:از ساعت یک به بعد بیقراریهات شروع شد و خیلی گریه میکنی و اذیتی



واکسن دو ماهگی 



